مقدمه
قبل از خواندن مقاله بجای کلمات ( لیدر . رهبر . کارآفرین . مدیر ) اسم خودت رو جای این کلمات بگذار و در موردش حسابی فکر کن باور کن تو میتونی خفن ترین آدم رو زمین بشی .
شناسایی و پرورش صفات لیدرها کمک بسیار بزرگی به فرد برای هر کاری که انتخاب میکند خواهد بود چه این کار، نت ورک باشد چه هر گزینه دیگر شغلی. زمانی تصور میشد که مدیران به جای ساخته شدن، متولّد میشوند و صفات آنها به قدری نادر و خاص تصور میشد که در هر جایی یافت نمیشد........
اما امروزه، شواهد کافی نشان میدهند صفات مدیران میتوانند در نتیجه آموزش دوران کودکی، استقلال، به خود متّکی بودن و در معرضِ ارزشهای فرهنگی مرتبط با کار و صنعت قرار گرفتن، پرورانده شوند. در این مقاله ـ که در واقع بخشی از پایاننامه تحصیلی با موضوع بررسی و مقایسه ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی کارآفرینان میباشد ـ سعی در جمعآوری اهّم ویژگیهای کارآفرینان داشته و درصدد ارائه راهی در جهت آموزش لیدر های لیدرساز هستیم.
ویژگی های یک رهبر توانا
1- فرصت شناسی:
کار آفرین شخصی است که ارزش فرصتهای پیرامون خود را درک مینماید و چیزی را خلق و یا در آن تغییراتی ایجاد مینماید (جانگ،2003). کرزنر (1969) معتقد است کارآفرینی یعنی آگاهی از فرصتهای سودآور و کشف نشده. زمانی که همه مردم محیط اطراف خود را مملو از تناقض، هرج و مرج و نابسامانی میبینند فقط کارآفرین است که میتواند قاطعانه نسبت به موقعیتهای محیط عکسالعمل مناسب نشان داده و از فرصتها استفاده کند و یا حتی تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و به نفع خود و مجموعه از آن بهرهبرداری نماید. دیگران ممکن است موقعیت را ببینند، بشنوند، یاد بگیرند و حتّی تا اندازهای تجربه کنند امّا فقط رهبری توانا از آن به نحو مطلوب استفاده کرده و آنرا تبدیل به یک موقعیّت اقتصادی میکند (سعیدیکیا،1382). بیشترین کارآفرینی و خصوصاً کارآفرینیهای موفقیّتآمیز ناشی از یک انتخاب آگاهانه و هدفدار در فرصتهای کاری است (حقایق،1381). فرصتشناسی دارای چندین مؤلفه است که عبارتند از: الفـ تیز فهمی، بـ برخورداری از شم شهودی، جـ توان تصمیمگیری درست با حداقل اطلاعات، دـ مثبتاندیشی، وـ داشتن انگیزه پیشرفت، هـ تحمل ابهام. یـ توان ریسکپذیری.
2-توان تصمیمگیری:
داستان خارقالعادهای دربارهیک لیدر بسیار موفٌق وجود دارد. او در مقابل این سؤال که چطور این قدر موفٌق است گفته بود: «با تصمیمگیری درست». سؤال بعدی این بود که «چطور میتواند درست تصمیم بگیرد؟» و او پاسخ دادهبود: «تجربه» و بالاخره از او پرسیده شدهبود: «چگونه تجربه به دست آوردهای؟» او پاسخ دادهبود: «تصمیمگیری نادرست» (اسمیت؛ترجمه هدایت،1382). عوامل بسیاری در موفٌقیت و شکست یک کسب و کار تأثیرگذار هستند که بیشتر آنها غیر قابل کنترل و ناشناخته هستند. رهبر سعی میکند با تصمیمات مناسب و به موقع، عوامل مثبت را افزایش داده و از تأثیر عوامل منفی جلوگیری نماید و برای مشکلات و مسائل غیر قابل پیش بینی راهحلهای مناسب ارائه دهد. کارآفرین در هر لحظه ممکن است چند تصمیم بگیرد که بدلیل شرایط مبهمی که وجود دارد این تصمیمها نقش بسیار زیادی در صعود و نزول کسب و کار شخص ایفا مینمایند. شناخت خود، از مهمترین عوامل در تصمیمگیری میباشد. اسمیت در اینباره میگوید: همه موضوع به تشخیص این که ما چه کسی هستیم و واقعاً چه چیزی برایمان مهم است بستگی دارد. با در اختیار داشتن این سطح شناخت از خود، قادر خواهیم بود قدرت تفکر لیزری را در لحظات تصمیمگیری بکار گیریم. (اسمیت؛ ترجمه هدایت،1382).
3- قدرت برنامهریزی وپیشبینی آینده:
بیچارهترین انسانها در دنیا فرد بینایی است که فاقد چشمانداز آرمانی است (هلن کلر، نقل از اسمیت، ترجمه هدایت،1382). رفتار لیدر هدفمند بوده و هریک توان زیادی را برای رسیدن به آن هدف صرف مینمایند. رهبر میدانند به کجا میخواهند بروند، آنها تصور و دیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری از اوقات این تصوّر از ابتدا وجود ندارد و طی زمان شکل میگیرد. این موضوع باعث میشود کارآفرین مجبور به برنامهریزی کوتاه مدت و مقطعی شود ولی داشتن چنین دیدگاهی میتواند این برنامههای کوتاه مدت را برای رسیدن به هدف آرمانی کارآفرین در یک جهت هماهنگ نماید (هیسرچ و پیترز، ترجمه فیضبخش وتقییاری،1383). برنامهریزی طولانیمدت و پیشبینی اوضاع آینده برای موفقیت در تجارت، ضروری است (سالازار و همکاران، ترجمه:نطاق،1380). یکی از بزرگترین دلایلی که معمولاً ما را از برنامهریزی کردن باز میدارد ترس از تعهد و خویشاوند بسیار نزدیک آن ترس از شکست است (اسمیت، ترجمه: هدایت،1382).
4-تیز فهمی:
«اسبورن» معتقد است که کلید ایدههای خلاّق، سؤالات کلیدی بودهاند. بیشتر اختراعات انجام شده در جهان ناشی از یافتن همین سؤالات کلیدی و تلاش برای یافتن جواب آنها بوده است. کارآفرینان مهارت خوبی در پرسیدن سؤالات کلیدی دارند بطور مثال برسیلوربرگ که عضو تیم طراح ویندوز بود میگوید: بیل گیتز مهارت و توانایی فوقالعادهای در پرسیدن سؤالات کلیدی دارد (سعیدیکیا،1382). رهبران از توانایی شناخت سریع و روشن ابعاد مختلف مسئله، همچنین توانایی بالای تصوّر و دیدن روابط اجزا در وضعیتهای پیچیده برخوردار هستند (صمدآقایی ،1377). این توانایی یکی از مؤلفههای تشخیص و درک فرصتها است.
5- مثبت اندیشی:
نگرش مثبت عبارت است از تجسّم اوّلیه ذهن از نکات مثبتی که ابتدا آن نکات را پرورش میدهیم (چپمن، ترجمه نظری،1380). برخورد مثبت بزرگترین دارائی برای تداوم تواناییهای لیدرانه است (مردیث و همکاران ترجمه نبیئیان،1371). بسیاری از افراد موفّق، هوش و ذکاوتی بسیار بالاتر از دیگران ندارند اما به جایی رسیدهاند که ما آنان را ”نابغه“ میخوانیم. مسلماً ذهن مثبتگرای این افراد، نیروی مغزی آنها را از نیروی مغز دیگران بیشتر نمیکند، بلکه کارآمدتر و در دسترستر میگرداند. ”من وقتی با مردانی مثل هنری فورد، اندرو کارنگی و توماس ای. ادیسون صحبت کردم در واقع، با اذهانی عاری از هر ترس یا شکی در تحقّق آمال و آرزوهایشان صحبت کردم.“ (کوک، ترجمه تیموری.1382). نگرش مثبت، حوزه ارتباطی افراد را توسعه میبخشد. از مزایای مثبت اندیشی خلّاقیت است چراکه ریشه خلّاقیت در نگرش مثبت است. نگرش مثبت، جرات مواجه شدن با مشکلات را بوجود آورده و سبب میشود پیش از این که فرصت را از دست بدهیم و موقعیت از کنترل ما خارج شود، قدمی جهت رفع آن برداریم (چپمن، ترجمه نظری،1380). این توانایی نیز یکی از مؤلفههای تشخیص و درک فرصتها است. زیرا در دل هر فرصتی تهدیدی نیز نهفته است، اگر مثبت اندیشی با درک فرصت همراه نباشد، هیچوقت فرد جرأت عمل پیدا نخواهد کرد.
6- لیدرها حساب شده ریسک میکنند:
رهبران از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت میبرند امّا دست به قمار نمیزنند؛ از ریسک پائین پرهیز میکنند زیرا جنب و جوشی ندارد؛ از ریسک بالا نیز پرهیز میکنند زیرا خواهان موفٌقیتاند (مردیث و همکاران ترجمه نبیئیان،1371). کارآفرینان آنگاه که تصمیم به شرکت جستن در یک پروژه اقتصادی گرفتند، بسیار حساب شده و با دقّت فراوان عمل میکنند و هر چه را که ممکن باشد انجام میدهند تا شرایط را به سود خود برگردانند و غالباً بیهوده ریسک نمیکنند (دانلد اف. ریچاردام ترجمه عامل محرابی،1383). لیدر از ریسکهای افراطی بخاطر ترس از نرسیدن به مقصد (کمال اقتصادی) و از کارهای معمولی و کم ریسک به خاطر دیر رسیدن به مقصد، گریزان است. لذا، کارهایی با ریسک متوسط برای او جاذبه بیشتری دارند. (صمدآقایی، 1377).
7-حرکت در مسیرهای یک طرفه:
کارآفرین به صورت آگاهانه در مسیری گام میگذارد که یک طرفه است، و تنها به طرف جلو راه دارد. از این جهت کارآفرین این مسیر را انتخاب میکند که مبادا در میانة راه وسوسه شود و برگردد. ناپلئون هیل، میگوید: هرکس میخواهد در مسیر تازهای به موفقیّت برسد، باید تمامی پلهای پشت سر خود را خراب کند. چنین است که میتواند روحیهای را حفظ کند که عشق به پیروزی نامیده میشود و لازمه هر موّفقیّتی است (کوک،ترجمه تیموری،1382). در مصاحبهای که با یکی از رهبران داشتم بیان نمودند: همیشه خود را به صورت (خود خواسته) نسبت به دیگران بدهکار میکنم که مبادا از انگیزهام در پیگیری کارهایم کم شود .
8- تجارب کاری متنوع:
آموزگار لیدر، تجارب شخصی است (کوک، ترجمه تیموری.1382). چارلز والگرین، مؤسس یک فروشگاه زنجیرهای،توصیه میکند: بزرگترین فرصت شغلی هر فرد معمولی، دقیقاً توسط کاری ایجاد میشود که به آن مشغول است (کوک، ترجمه تیموری.1382). در اکثر مصاحبههای انجام شده با کارآفرینان، اکثر آنها بیان نمودند که دارای تجارب متنوع حرفهای بودهاند. و همین تجارب را زمینهساز فعّالیّت رهبری خود معرفی نمودند. تجارب کاری، باورهای خودکارآمدی فرد را تحت تأثیر قرار داده و آن را بهبود میبخشد.
9- قاطعیت در کار:
یکی از ویژگیهای لیدرها داشتن قاطعیت در کار است. یعنی در پیگیری کار تا حصول نتیجه نهایی دست از کار نمیکشند. هیچ وقت در کارهایشان امروز و فردا نمیکنند، به سرعت تصمیمگیری میکنند، سرعت عمل، کلید موّفقیّتشان است (صمدآقایی ،1377).یک لیدر در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیّت و اراده می باشد (تامپسون/نقل ازمقیمی،1381). هایم و جینبر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند. 1- جهتیابی جدی. 2-توانایی انجام کار. 3- کنترل اضطراب ها و ترسها. 4-روابط انسانی خوب در کار. 5- هنر مذاکره و گفتگو. (هایم و جینبر، ترجمه چمنی،1375).
با آرزوی موفقیت برای تمام کسانی که با جسارت در خلاف جریان آب شروع به حرکت می کنند امیــــد